«نویــــسنــــده شـــــــــــــــــــو»

وبلاگ گروهی که در آن نویسنده های بلاگفا نویسندگی می کنند.

راه حل معنوی مشکلات

سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۲
شکیبا نعیمی

5 صفحه از کتاب

نام کتاب: برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد

دکتر وین، دبلیو، دایر _ سیما فرجی


راه حل مشکلات امروزه، بیدارسازی آگاهی بشریت نسبت به الوهیت درون اوست.

حضرت عنایت خان

فصل اول

راه حل معنوی مشکلات

آیا شما می توانید سبب روییدن یک گل شوید؟ شاید اولین پاسخ شما به این صورت باشد: «چنین کاری بسیار ساده است. دانه ای را در زیر خاک می کاریم، آن را در معرض نور خورشید قرار می دهیم، آبیاری می کنیم و بعد از مدتی، گل، سر از خاک بیرون می آورد. شاهد این پاسخ نیز میلیون ها میلیون شاخۀ گلی هستند که در این لحظه در سراسر جهان جوانه می زنند.»

پاسخ شما کاملاً درست است. با این حال من شما را دعوت می کنم تا بار دیگر سؤال را بخوانید و توجه کنید که چه کسی یا چه چیزی نیروی زندگی را به وجود می آورد تا سبب روییدن گل شود زیرا این شخص یا چیز، همان منشأ و سرچشمۀ راه حل های همۀ مشکلات ماست.

چه کسی یا چه چیزی سبب می شود که دانه ای به غنچۀ گل و جنینی کوچک به انسان تبدیل شود؟ چه کسی یا چه چیزی سبب رشد ناخن های ما می شود و حتی هنگامی که خوابیده ایم نیز ضربان قلب ما را از کار نمی اندازد؟ چه کسی یا چه چیزی سبب وزش بادهایی می شود که ما حس می کنیم اما نمی بینیم؟ چه نیرویی سبب می شود که سیاره ها به طور منظم در جای خود باقی بمانند و همچنین جهان، ما را با سرعت مهیّج از میان کهکشان ها به حرکت در می آورد؟ این سؤال ها از زمانی که انسان توانایی پیدا کرد تا در مورد حیات خود تأمل کند، همواره وجود داشته است.

«معنویت» نامی است که من برای آن نیروی بدون شکل و غیرقابل رؤیت انتخاب کرده ام. همان نیرویی که منشأ و سرچشمۀ زندگی روی این سیاره است. مهم نیست چه نامی برای این نیرو انتخاب کنیم، این نیرو هر چه که هست می تواند هر مشکلی را حل کند. برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد ما فقط نیازمندیم بیاموزیم که چگونه می توانیم به آن دست پیدا کنیم. در این کتاب، روش هایی را که برای دستیابی به این نیرو یافته ام، توضیخ خواهم داد. با توضیح سه مرحله ی اصلی برای یافتن راه حل های معنوی مشکلاتتان،مطلب را شروع خواهم کرد.

اولین بار، این مراحل را زمانی خواندم که غرق در مطالعه ی کتاب «چگونه خدا را بشناسم: کلام موجز یوگا از پاتانجالی» بودم. این کتاب در زمانی بین قرن چهارم پیش از میلاد مسیح و قرن چهارم میلادی نوشته شده است. این روش ها و مراحل، برای توانمند ساختن انسان ها نوشته شده بودند تا آن ها بتوانند به نهایت دانش یگانگی با خداوند دست پیدا کنند. من اغلب به این مطالب نیرومند مراجعه خواهم کرد و برای شما نیز توضیخ خواهم داد که چگونه می توانید این دانش را در زندگی خود به کار ببرید.

مطمئنم خود شما به این نتیجه می رسید: «در دنیایی که آن را معنویت می نامیم برای هر چیزی که شما نام مشکل بر آن نهاده اید در همین لحظه و هم اکنون راه حلی در دسترس و آماده وجود دارد.

اولین مرحله برای دستیابی به هدایت معنوی شناخت: کاملاً واضح است که هر انسانی برای کار بردن هر چیزی باید نسبت به آن شناخت داشته باشد. اما واقعاً این مرحله سخت ترین مرحله، در راه رسیدن به دنیای معنویت است.

تشخیص در دسترس بودن نیروی نامرئی که می تواند در حل مشکلات مورد استفاده قرار گیرد مستلزم این است که ما بر آموخته های پیشین و بر شرایط فعلی خود غلبه کنیم. آیا هنگامی که خود را جسمی فیزیکی در دنیای مادی می بینید به محدودیت های خود توجه کرده اید؟

به طور مثال، آیا شما معتقدید تنها یک نیرو و یا دانش برای حل مشکلات وجود دارد و آن هم مبنی بر حواس پنجگانه و نیروی ذهنی شماست؟ ما بیشتر طوری آموزش دیده ایم که به حواس پنجگانه و نیروی ذهنی خود تکیه کنیم. همچنین به ما آموزش داده شده است که همۀ اطلاعات مودر نیاز ما در یک پرسشنامۀ گزینه ای کلی در دسترس ماست. این حالت، نگرشی شرطی شده از عدم شناخت و عدم تشخیص ارتباط الهی ما با راه حل معنی مشکل است.

در این حالت عدم شناخت، ما معتقدیم که داروها، گیاهان دارویی، جراحان و پزشکان، مسئول شفابخشی بیماران هستند و یا موفقیت مالی کسی را به کار سخت، مطالعه، مصاحبه و سخنرانی هایش نسبت می دهیم. در حقیقت عدم شناخت، ما را به سوی این اعتقاد سوق می دهد که دانشمان به انواع پدیده هایی که آن ها را از طریق عملکرد حسی خود توصیف می کنیم، محدود شده است.

پاتانجالی نوعی دانش و یا نیرو را توصیف می کند که تنها از طریق دنیای مادی و حواس پنجگانه به دست نمی آید. درک این موضوع که چنین نیرویی وجود دارد و همیشه در دسترس است اولین قدم برای فعال ساختن آن است. به هر حال این شناخت تنها از طریق آموزش های دیگران و یا از طریق نوشته های قدیمی به دست نمی آید. همان طور که اگر کسی به ما هنر رؤیابینی را آموزش دهد و یا درباره ی آن مطلبی بنویسد باعث نمی شود که ما رؤیا ببینیم. شناخت نیز مثل رؤیابینی تنها از طریق تعهد و الزام درونی و بیرونی نسبت به توانایی مان برای شناخت به دست خواهد آمد.

پیشنهاد می کنم در همین اولین قدم، هنگامی که با مشکلی روبه رو شدید جمله ای تأکیدی را برای خود در نظر بگیرید. به طور مثال بگویید: «شاید دقیقاً ندانم که در این جا چگونه به راه حلی معنوی دست پیدا کنم اما کاملاً مطمئنم که راه حلی معنوی وجود دارد.» با تشخیص حضور چنین نیرویی در واقع ما از او دعوت می کنیم تا توسط ما شناخته شود.

در پاسخ به سؤالی که در ابتدای این فصل مطرح شد باید گفت ما به عنوان انسان می توانیم سبب رویید یک گل شویم، اما اگر انسان های متفکری باشیم تشخیص می دهیم که حتی معمای آن نیروی غیرقابل رؤیت را، که زندگی نیز می بخشد نمی توانیم حل کنیم. به هر حال فقط در این دنیای معنوی آگاه و قادر که در همه جا حاضر است می توانیم راه حل های تمامی مشکلات را بیابیم. این نیروی معنوی در همه جا و در همه چیز و همه کس وجود دارد. هنگامی که به اولین مرحله، یعنی شناخت، قدم می گذاریم، مراحل دستیابی به این نیروی عظیم معنوی را آغاز کرده ایم.

دومین مرحله برای دستیابی به هدایت معنوی ادراک: ما به این نتیجه رسیده ایم: آن دانشی که توسط ادراک به دست می آید نسبت به دانشی مبتنی بر استدلال و قوه ی ذهنی می باشد در مرتبه ی والاتری قرار دارد....

موفق و پیروز باشید

موضوعات وبلاگ